آهنگی اندام تحتانی که به طور خاص این سگمان ها را درگیر کند گنجانده شود.
3. از «فاز نسبی پیوسته» می توان به عنوان یک ابزار عینی برای ارزیابی اثرات درمانی استفاده نمود.

5-2 اجرای عملکرد شناختی
5-2-1 تاثیر سالمندی بر اجرای عملکرد شناختی
یافته های مطالعه مانشان دادند که اجرای عملکرد شناختی افراد جوان و سالمند تفاوت قابل ملاحظه ای با یکدیگر داشته است به نحوی که عملکرد شناختی سالمندان به طور معنی داری ضعیف تر از جوانان بوده است. مطالعات بسیاری این یافته مطالعه ما را تایید می کنند. اجرای ضعیف تر عملکرد شناختی در سالمندان را به تغییرات ناشی از روند پیری در مغز نسبت می دهند. کم شدن عمومی توده مغز، آتروفی مشخص قشر خاکستری فرونتال، هایپر اینتنسیتی ماده سفید، تخریب قشر مخچه، فقدان قابل ملاحظه بخش هایی از لوب فرونتال و پره فرونتال از جمله اتفاقاتی هستند که بر اثر پیر شدن در مغز انسان رخ می دهند (103-107). بعلاوه از دست رفتن سلول های عصبی مرکزی و ارتباطات سیناپسی مربوط به آن ها منجر به کاهش سرعت پردازش اطلاعات و افت توانایی مغز در پردازش چند روند عصبی همزمان می گردد (108). برخی از مطالعات این تخریب های ساختاری به ویژه در ماده سفید مغز را ناشی از اختلال ناشی از پیری در سیستم عروقی و افت جریان خون به این ساختارها می دانند (109). یکی از عملکردهای شناختی که وابسته به سن است، «حافظه کاری» می باشد که عبارتست از مجموعه ای از ساز و کار های درگیر در کنترل، منظم- سازی و حفظ فعال اطلاعات مربوط به تکلیف در تکالیف آشنا و جدید. به نظر می رسد که کنترل حافظه کاری در لوب های فرونتال قرار دارد. تکالیف محاسباتی نیز که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند نیز در همین گروه قرار می گیرند که بسیار تحت تاثیر افزایش سن می باشند (110).
وقتی اختلالات ناشی از افزایش سن در سیستم عصبی را در کنار تئوری های کنترل حرکات چندگانه قرار می دهیم (پیشتر در قسمت های مختلف ذکر شده اند)، انتظار می رود که در سالمندان کنترل تکلیف دوگانه سخت تر و هزینه ای شناختی یا حرکتی یا هر دوی آن ها برای ایشان بیشتر باشد. یافته های تحقیق حاضر موید همین انتظار می باشند.

5-2-2 تاثیر سرعت بر اجرای عملکرد شناختی
همانطور که در بخش نتایج گزارش شد تند راه رفتن نسبت به راه رفتن با سرعت دلخواه و کند به طور قابل ملاحظه ای اجرای عملکرد شناختی افراد را بدتر می کرد. این افت به ویژه در مورد تکلیف شناختی دشوارتر، بزرگتر به نظر می رسید. یافته های این بخش از مطالعه با نتایج پژوهش های پیشین همخوانی دارد. Krampe و همکارانش در سال 2011 و Faulkner و همکارانش در سال 2006 نشان دادند که هزینه تکلیف دوگانه برای عملکرد شناختی با سخت تر شدن تکلیف حرکتی افزایش می یابد (111-112). همچنین Hall و همکارانش در سال 2010 نشان دادند که در سالمندان توانایی راه رفتن وانجام همزمان تکلیف شناختی ساده را می توان به تنهایی با ویژگیهای فرد (همچون جنسیت) و عوامل حرکتی (مثل سرعت دلخواه راه رفتن) توضیح داد حال آنکه راه رفتن و انجام همزمان تکلیف شناختی پیچیده تر، علاوه بر دو عامل مذکور به وسیله عوامل شناختی نیز توضیح داده می شوند. به ویژه «حافظه کاری» و «توجه پایدار» می توانند اجرای راه رفتن همزمان با تکلیف شناختی «ذکر حروف متناوب الفبا» و «تفریق های سه تایی» را توضیح دهند. آنها همچنین عنوان کردند که هرچه تکلیف شناختی سخت تر شود، هزینه تکلیف دوگانه برای راه رفتن بیشتر می شود و بالعکس با سخت تر شدن تکلیف حرکتی، هزینمه تکلیف دوگانه برای اجرای عملکرد شناختی افزایش می یابد که این یافته کاملاً با یافته های مطالعه ما همخوانی دارد (66).
 نکته کلینیکی:
1. در افرادی که اختلال تعادل یا راه رفتن دارند (مثل سالمندان) تمرینات فیزیوتراپی که باعث بهبود سرعت راه رفتن می شوند می توانند راه رفتن در شرایط دو تکلیفی را نیز بهبود ببخشند. این نکته کلینیکی توسط Holtzer و همکارانش در سال 2006 وHall و همکارانش در سال 2010 تایید شده است (113-114).
2. همچنین با توجه به اختلالات زمینه ای شناختی در سالمندان، تجویز تمرینات شناختی می تواند سودمند بوده و به بهبود انجام راه رفتن دو تکلیفی کمک نماید.
3. با توجه با اینکه دشوارتر شدن تکالیف می تواند بر نحوه اجرای عملکرد شناختی و حرکتی موثر باشد، می توان از این یافته در جهت طراحی تمرینات پیشگیری از زمین خوردن با در نظر گرفتن Overload Principle تمرین درمانی استفاده نمود.
5-3 همبستگی بین پارامترهای راه رفتن و آزمون های تعادل و تحرک عملکردی

یکی از نتایج جالب توجه مطالعه ما همبستگی بین MARP روابط بین سگمانی ران-ساق با نمرات آزمون های تعادل وتحرک عملکردی در سالمندان با سابقه زمین خوردن می باشد. حاصل این نتایج بیانگر این موضوع بود که بین ناتوانی بیشتر این گروه از سالمندان در حفظ تعادل و تحرک عملکردی و غیر هم فاز شدن رابطه بین سگمانی ران-ساق همبستگی قوی معنی داری وجود دارد به این معنی که هر چه فرد از توانایی کمتری در حفظ تعادل و تحرک در فعالیت های روزمره اش برخوردار باشد، هم آهنگی بین سگمان های ران و ساقش غیر هم فاز تر خواهد بود. از این یافته شاید بتوان چنین استنباط کرد که غیر هم فاز تر شدن هم آهنگی بین سگمانی ران و ساق که بیانگر افزایش تلاش کنترلی سیستم کنترل کننده می باشد می تواند برای سیستم تعادل و حرکت سالمند با سابقه زمین خوردن، آسیب رسان بوده و زمینه افت تعادل و تحرک فرد در زندگی روزانه اش را فراهم آورد و فرد را در معرض زمین خوردن های مجدد قرار دهد.
اهمیت قابل ملاحظه این یافته از این روست که می تواند به ما در تفسیر نتایجی که درمورد تاثیر اصلی گروه بر MARP روابط بین سگمانی به دست آورده ایم کمک نماید. در آن بخش عنوان کردیم که هم فازتر شدن دینامیک فاز برای روابط بین سگمانی ران-ساق در سالمندان با سابقه زمین خوردن نسبت به سالمندانی که تا به حال به زمین نخورده اند ممکن است یک رفتار تطابقی به منظور کاهش خطر زمین خوردن مجدد در آینده باشد. با توجه به اینکه همبستگی قوی بین غیر هم فاز شدن این رابطه بین سگمانی و افت تعادل وتحرک عملکردی به دست آمده است، انتظار اتخاذ رفتار تطابقی مذکور جهت پیشگیری از زمین خوردن توسط سیستم کنترلگر سالمندان با سابقه زمین خوردن منطقی به نظر می رسد.
 نکات کلینیکی:
1. می توان با تجویز تمرینات تعادلی و تحرکی عملکردی در برنامه تمرین درمانی سالمندان به طور غیر مستقیم به بهبود هم آهنگی بین سگمانی در ایشان کمک کرد و به این ترتیب خطر زمین خوردن های مجدد را کاهش داد.
2. در برنامه تمرین درمانی پیشگیری از زمین خوردن مجدد سالمندان باید توجه خاصی به هم آهنگی بین سگمانی ران- ساق و ساختارهای اطراف زانو معطوف داشت.
3. به کارگیری یا طراحی تمریناتی که بتوانند منجر به بهبود هم آهنگی بین سگمانی ران-ساق و هم فازتر شدن رفتار آنها شوند، می تواند خطر زمین خوردن در سالمندان را کاهش دهد.
5-4 محدودیت ها:
برای انجام آنالیز فاز نسبی پیوسته ما به تعداد زیادی سیکل راه رفتن نیاز داشتیم با توجه به امکانات محدود آزمایشی موجود تنها راه دستیابی به این تعداد سیکل راه رفتن استفاده از دستگاه تردمیل بود. مزیت دیگر استفاده از تردمیل این بود که ما می توانستیم ضمن تکلیف شناختی سرعت را کنترل کنیم و تاثیر خالص انجام تکلیف شناختی همزمان را بر پارامترهای راه رفتن بررسی نماییم. از سوی دیگر استفاده از تردمیل خود می تواند یک محدویت بالقوه برای مطالعه ما باشد زیرا تردمیل بالجبار سرعت راه رفتن فرد را در کلیه شرایط ثابت نگه می داشت که می تواند بطور مصنوعی تنوع پذیری طبیعی و نیازهای توجهی راه رفتن را نسبت به راه رفتن روی زمین تغییر دهد ولی از آنجایی که کلیه شرکت کنندگان با شرایط کنترل شده یکسان و نسبت به بار شناختی و سرعت راه رفتن خود شان مورد آزمون قرار می گرفتند می توان گفت که راه رفتن که شاید روی زمین تفاوت جزیی ما مقادیر اندازه گیری شده ما داشته باشد.
از محدودیتهای دیگر این مطالعه این بود که ما فقط تغییر پذیری هماهنگی مفصلی در صفحه ساجیتال را مورد بررسی قرار