دیسکرازیهای خونی بررسی گردید . نتایج نشان می دهد که میانگین شاخص دبری(DI-S) در بیماران دو گروه در روز معاینه،فالوآپ اول،دوم و سوم با یکدیگر تفاوت معنی داری داشته است (P value<0.001) و به طور متوسط استفاده از آبفشان فوق لثه ای توانسته است میزان دبری را در بیماران گروه مورد در طی سه هفته نسبت به روز معاینه، به میزان 59.78 % کاهش دهدولی میانگین شاخص جرم (CI-S) در کل مدت زمان طرح در هیچ یک از دو گروه نسبت به روز اول معاینه تغییری را نشان نمی دهد در نتیجه استفاده از آبفشان در طول 3 هفته نتوانست بر روی شاخص جرم اثری داشته باشدکه از دلایل آن می توان به مدت کوتاه این مطالعه اشاره کرد اگر چه سرعت تشکیل جرم بسته به شرایط هر فرد متفاوت می باشد و اگرچه ممکن است در مدت زمان کمتر از 3 هفته نیز در بعضی افراد تشکیل شود ولی در این مطالعه،تغییر قابل مشاهده و قابل اندازه گیری وجود نداشت. در مطالعه ای در سال 2005 توسط Caren M.Barnes نیز میزان تاثیر آبفشانها را در مقایسه با نخ دندان،بر روی شاخص های خونریزی،ژینژیویت و پلاک فوق لثه ای بررسی کردند. این مطالعه به مدت 28 روز بر روی 3 گروه 35 نفره(در مجموع 105 نفر) صورت پذیرفت.در گروه اول مسواک و نخ دندان،در گروه دوم مسواک به همراه آبفشان و در گروه سوم مسواک برقی همراه آبفشان مورد استفاده قرار گرفت. Barnes جهت اندازه گیری میزان خونریزی از شاخص(Carter and Barnes bleeding index) و جهت بررسی ژینژیویت از شاخص (Loe and Sillness gingival index) و جهت بررسی پلاک فوق لثه ای از شاخص (Proximal marginal plaque index) استفاده نموده است.در نهایت: در شاخص خونریزی،گروه 2و3 (حاوی آبفشان) به طور چشمگیری شاخص خونریزی را نسبت به گروه 1 در روزهای 14 و28 نشان دادند، در شاخص ژینژیویت،در روز14 ،گروه 2و3 کاهش چشمگیری در سطوح فاسیال نشان دادندولی تفاوت معناداری در سطوح لینگوال در این روز بین سه گروه دیده نشد ولی در روز 28،گروه 2و3 کاهش آشکارتری را نسبت به گروه 1 در هر دو سطح فاسیال و لینگوال نشان دادند.(34) در شاخص پلاک فوق لثه ای،تفاوت معناداری بین سه گروه در سطوح لینگوال دیده نشد اگر چه گروه 2و3 کاهش پلاک بیشتری را نشان دادند. در روزهای 14 و28 ،گروه 3 کاهش چشمگیری را در شاخص پلاک در سطوح فاسیال نسبت به دو گروه دیگر نشان داد.بین گروه 1و2 در روز 14، گروه 2 کاهش پلاک بیشتری را نشان داد ولی در روز 28 تفاوت آشکاری مشاهده نشد.در مطالعه ی ما از شاخص پلاک استفاده نمی شود چرا که به خوبی می دانیم آبفشان به تنهایی و بدون مسواک،اثر کمی در حذف پلاک خواهد داشت و اصولا حذف پلاک در بیماران مورد مطالعه ی ما مساله ای چالش بر انگیز است.همچنین از شاخصهایی که نیاز به استفاده از پروب هستند(به جهت احتمال باکتریمی) نمی توانیم در این بیماران استفاده کنیم. در مطالعه ی دیگری که در سال 2005توسط Dr.Gary Greenstein و همکاران صورت گرفت،نقش آبفشان فوق لثه ای و زیر لثه ای در درمان بیماریهای پریودنتال مورد بررسی قرار گرفت.در این مطالعه بیان شده که در بررسی های کوتاه مدت(10 روز تا 8 هفته)اثرات استفاده از آبفشان فوق لثه ای حاوی کلرهگزیدین در کاهش التهابات لثه ای،شاخص پلاک و خونریزی،بیشتر از آبفشان حاوی آب بوده است و مطالعات،کاهش 5/6 تا 62% در شاخص های ژینژیویت را نشان می دهند.همچنین در این مطالعه بیان گردیده که استفاده از محلولی از کلر هگزیدین 02/0% و 06/0% و استانوس فلوراید 02/0% می تواند در کاهش شاخص های پلاک و ژینژیویت موثر باشد.(19) در مطالعه ی دیگری در سال 2000 توسط Christopher w.cutler در دانمارک اثرات آبفشان روی علائم کلینیکی پریودنتیت بالغین(شاخص خونریزی،عمق پرابینگ،اندکس لثه ای و اندکس پلاک)بررسی گردید.مطالعه در 3 گروه(A،B،C ) انجام شده ،در گروه اول در مدت 14 روزبه هیچوجه رعایت بهداشت دهانی صورت نگرفت.در گروه دوم بهداشت دهانی رایج(مسواک) و در گروه سوم بهداشت دهانی روتین به همراه آبفشان فوق لثه ای به مدت 14 روز انجام گرفت.در نهایت در گروه سوم، کاهش چشمگیری در عمق پاکت،خونریزی هنگام پروبینگ،اندکس لثه ای واندکس پلاک (Sillness and Loe gingival index and plaque index)مشاهده گردید. (37)البته طراحی چنین مطالعه ای که یک گروه را کلا از روشهای کنترل بهداشت باز می دارد به لحاظ اخلاقی مجاز نمی باشد. در کارآزمایی بالینی در سال 2000 توسط Frascella J.A و همکاران،ایمنی و اثر بخشی آبفشان دهانی Braun Oral B Oxyjet(آبفشان مورد استفاده در طرح حاضر)بر روی شاخص پلاک،ژینژیویت و خونریزی در مقایسه با مسواک به تنهایی بررسی گردید.در یک گروه از آبفشان و مسواک و در یک گروه از مسواک به تنهایی استفاده شد.این مطالعه بر روی 64 بیمار مبتلا به ژینژیویت به صورت تصادفی انجام گرفت و از بیماران درخواست شد تا در 3 جلسه فالوآپ جهت معاینه شرکت نمایند.این مطالعه جهت بررسی پلاک از شاخص Turesky modification of the Quigley-Hein index و جهت بررسی خونریزی از Angular bleeding index و جهت بررسی ژینژیویت از modified gingival index استفاده نموده است.در نهایت استفاده از آبفشان در طی 8 هفته منجر به کاهش چشمگیری در شاخص پلاک گردید به طوریکه در هفته چهارم شاخص پلاک 11% و در هفته ی هشتم 16% کاهش داشته است(p=0.015) ولی در گروه شاهد شاخص پلاک در هفته چهارم 7% و در هفته هشتم 2% کاهش داشته است.در شاخص های خونریزی و ژینژیویت در دو گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت.(45) در مطالعه ی Aziz-Gandour در سال 1986 تاثیر استفاده از آبفشانهای حاوی مترونیدازول و کلر هگزیدین را در مقایسه با بهداشت معمول دهانی(مسواک ) بر روی 22 بیمار در 3 گروه بررسی نمودند و شاخص پلاک،شاخص لثه ای وخونریزی از سالکوس را در روزهای 7،28،56و 84 بررسی نمودند.هر سه گروه افزایش چشمگیری را در تمام گروه ها نشان دادند با این تفاوت که گروه استفاده کننده از آبفشان در کاهش شاخص پلاک موثرتر از سایر گروه ها بوده است.(46) در مدت زمان طرح حاضر،میزان بروز موکوزیت در گروه مورد 0% و در گروه شاهد(31.25%)بوده است.تمام افرادی که به موکوزیت مبتلا شدند دارای شاخص بهداشت متوسط بوده اند. اگر چه به دلیل تعداد کم بیماران نمی توان با قاطعیت بهبود شاخص بهداشت دهان را در بیماران گروه مورد،مستقیما با عدم ایجاد موکوزیت مرتبط دانست.(کما اینکه یکی از بیماران گروه شاهد که در فالوآپ آخر،بهداشت دهانی ضعیفی داشته ، مبتلا به موکوزیت نشده است که این امر همراهی عوامل دیگری را در ایجاد موکوزیت نشان می دهد)اما با توجه به اینکه تمام افراد مبتلا به موکوزیت در گروه شاهد بوده اند و با توجه به مطالعات متعددی که نقش بهداشت دهانی را در عدم ایجاد موکوزیت قوی می دانسته اند،می توان اثر بخشی دستگاه آبفشان فوق لثه ای را در حفظ بهداشت مناسب دهانی و افزایش شاخص بهداشت در این بیماران تایید نمود و آن را به عنوان وسیله ای مفید در کاهش مشکلات دهانی این بیماران در طی شیمی درمانی و رادیو تراپی معرفی نمود. از جمله مطالعاتی که نقش بهداشت دهانی را در ایجاد یا عدم ایجاد موکوزیت بیان می کنند می توان به مطالعه ای اشاره کرد که در سال 2012 توسط Ana Hernandez وهمکاران صورت گرفت.Hernandez با مطالعه 72 بیمار،تاثیر بهداشت دهانی را بر موکوزیت ناشی از پیوند سلولهای خونی مورد بررسی قرار داد.در این بیماران وسعت پوسیدگی، تعداد دندانهای ازدست رفته و تعداد پرکردگی ها توسط معیارهایCAO(Caries And Obturation Index) وDMF(Decay Missing Filling) وRestoration Indices اندازه گیری شد.نتایج بدست آمده نشان داد که 87/96% بیماران در طول درمان به درجاتی ازموکوزیت مبتلا شدند و گرید موکوزیت ارتباط مستقیمی با بهداشت بیماران و تعداد دندان های از دست رفته داشته است.(25)همچنین در مطالعه ای که در سال 1999 توسط دکتر جوادزاده و همکاران بر روی 40 بیمار بستری در بخش خون که مبتلا به سرطان خون بودند،انجام گرفت، 64.2% از عفونتها در این بیماران مربوط به عفونتهای کاندیدایی بوده است که ارتباط زیادی به بهداشت دهان در این بیماران داشته است.(38) در یک مطالعه ی آینده نگر کنترل شده طی 13 ماه روی 96 کودک و نوجوان 1 تا 16 ساله که تحت درمان ضد سرطان برای ALL بودند،عده ای از بیماران که پروتکل پیشگیری روزانه را به صورت الف- محدود کردن پلاک باکتریایی با استفاده از مسواکهای بسیار نرم ب-استفاده از دهانشویه