نزول آیات می‏داند که از ظاهر آیه در حذف موارد نزول به دست می‏آید، ولی باطن آن را مفاهیمی نهفته در آیات می‏داند که با زدودن پوسته ظاهری آشکار می‏شود (کلینی، ج 92، 1381: 97).
دو آیه 37 و 154 سوره انعام، بطون نهفته در ورای ظاهر آیات قرآن را نشان می‏دهد.
«وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ »؛ کافران گفتند چرا بر او معجزه و حجتی از خدا فرو نیامد، بگو: ای پیغمبر خدا برای اینکه آیتی فرستد، قادر است، ولیکن بیشتر مردم نمی‏دانند (انعام،6 : 37)
«ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ»، پس آنگاه به موسی کتاب کامل دادیم برای تکمیل نفوس هر نیکوکار و برای تفصیل و بیان حکم هر چیز و برای هدایت و رحمت (برخلق) باشد- که مردم به لقای خدا ایمان آورند (انعام، 6: 154).
در این زمینه شاطبی نیز به وجود باطن در آیات اعتقاد دارد. البته او پس از آن‏که از قول حسن بصری در نامه‏ای از پیامبر(ص)نقل می‏کند: «ما أنزلَ اللهُ آیهً الّا و لَها ظَهرٌ و بَطنٌ بِمعنی ظاهرٌ و باطنٌ و لِکُلِّ حرفٍ حدٍّ و لِکلٍّ حدٍّ مَطلَعٌ »‏ (کلینی، ج1، 1381: 208)؛ می‏گوید: گفته اند مراد از ظاهر همان ظاهر تلاوت است و مراد از باطن فهم مراد خدا از آیه است. به استناد آیه «فَمال هوٌلاءِ القَومِ لا یکادونَ یَفقَهونَ حَدیثاً»؛ و مهر زنان را به عنوان هديه‏اى از روى طيب خاطر به ايشان بدهيد و اگر به ميل خودشان چيزى از آن را به شما واگذاشتند آن را حلال و گوارا بخوريد (نسا،4: 78) می‏توان ادامه داد که معنی آیه آن است که چرا مراد خداوند را از خطاب نمی‏فهمند، در غیر این‏صورت مراد از ظاهر خطاب را می‏فهمیدند.
به‏عبارت دیگر‏، هر کلامی عبارتست از لفظ یا مجموعه الفاظی که دارای معنایی در ذهن است (وجود ذهنی) و ما آن لفظ را (وجود لفظی) با خط (وجود کتبی) بر صفحه می‏نگاریم. حال اگر متکلم معنای کلامی را دانست و آن‏ را در ذهن تصور کرد و سپس آن معنای تصور شده را به زبان آورد، این با وجود خارجی شیء تفاوت دارد و چنین نیست که هرکسی معنای اول (وجود ذهنی) یک شیء را شناخت، ناگزیر به وجود خارجی آن هم علم پیدا کند، مثلا شناختن پیامبر اسلام(ص) و صفات و اخبار آن حضرت، دانستن معنای کلام (وجود ذهنی) و تفسیر آن است، اما تأویل آن اخبار‏، وجود خارجی پیامبر(ص) است که مبعوث شد‏. وقتی به وجود خارجی پیامبر(ص) علم پیدا کردند و ایمان آوردند‏، همین تأویل آن اخبار و توصیفات موجود در کتاب‏هایشان است‏. وجود خارجی حج، مساجد، منی، عرفات، مشعر و تحقق خارجی رویا نیز تأویل مفاهیم مزبور است.
مراد از تأویل مفاهیم قرآن از قبیل وعد و وعید، همین است اگرچه ندانیم که این تأویل در آیه مبارکه «هَل یَنظرونَ الّا تأویلهُ یَومَ یَأتی تأویلهُ»؛ و از روى دانش به آنان گزارش خواهيم داد و ما [از احوال آنان] غايب نبوده‏ايم (اعراف، 7: 53) چه وقت اتفاق خواهد افتاد و تحقق پیدا خواهد کرد‏.
نظر ابن تیمیه از جهاتی به دیدگاه شیعه نزدیک است، هرچند در مواردی غیر از آن است. علامه طباطبایی، ابن تیمیه را از این جهت که تأویل را شامل تمامی آیات قرآن ، اعم از محکم و متشابه می‏داند و نیز آن را حقیقتی ورای مفاهیم و عبارات شمرده، تایید می‏کند، از آن جهت که آن را عین خارجی محض می‏شمرد، مردود می‏داند.
به نظر علامه‏، عین خارجی مصداق است نه تأویل. تأویل در نظر علامه، حقیقتی خارجی در بستر زمان و مصالح واقعی و اهداف و مقاصد معینی است که از رهگذر تکالیف و احکام و حکمت‏ها و پندها و آداب و رسوم مطرح شده در قرآن و حتی داستان‏ها و اخبار گذشتگان که در قرآن به آن‏ها اشاره شده تحقق می‏یابد. به نظر طباطبایی، تأویل نوعی مفهوم نیست که با الفاظ فهمانده شود، بلکه امری خارجی و فراتر از آن است که در حیطه الفاظ در آید. خدای سبحان تنها جهت تقریب به ذهن انسان‏ها، آن امور متعالیه را در قالب الفاظ قرار داده و مقید به آن نموده است؛ همانند امثال که به فراخور فهم شنونده ذکر می شود، تا به واسطه آن‏، به مقصود کلام نزدیکتر شود و مطلب برای شنونده آشکار گردد.
این نظر علامه ناظر به تأویل قرآن است، در غیر این صورت، علامه خود در ذیل بسیاری از آیات، به روایات جری و تطبیق اشاره نموده است. یعنی مفاد برخی از روایات را بیان مصداقی آیات دانسته است. به هر حال تأویل در نظر وی و سایر علمای شیعه، حقیقتی خارجی است (بهجت‏پور، 1392: 8-1).

2-1-3. تنزیل – تأویل
تأویل مصداقی شیعه با واژه تنزیل ادامه دارد توضیح مطلب آن که آیات قرآن در اغلب موارد در کنار حادثه‏ها نشسته و معطوف به نیاز‏ها و پیشامدها و وقایع اتفاقیه بوده‏است. به تعبیر بهتر، راهبرد قرآن تربیت و دستگیری بشر در عرصه واقعیت زندگی و در مسیر تکامل و سعادت او است، قرآن به همین منظور معارف بلند و دستورات تعالی بخش خود را در چارچوب تربیت جامعه تنظیم نمود.
قرآن رسالتی جهانی دارد کتابی جهانی برای همه بشر است: «و ما أرسلناکَ الّا کافّهً لِلناسِ بَشیراً و نذیراً و لکنَّ أکثر الناسِ لا یعلمونَ»؛ و [ما] در هيچ شهرى هشداردهنده‏اى نفرستاديم جز آنكه خوشگذرانان آنها گفتند ما به آنچه شما بدان فرستاده شده‏ايد كافريم (سباء، 34: 280) و پیامبر اکرم(ص) آخرین ارتباط وحی در رسالت با انسان‏ها بود: «ما کانَ محمدٌ أبا أحدٍ مِن رجالِکُم و لکن رسولَ اللهِ و خاتَم النَبیینَ و کانَ اللهُ بِکُلِّ شیءٍ علیماً»؛ و در خانه‏هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستاده‏اش را فرمان بريد خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند (احزاب، 33: 400)؛ همچنان که از زبان مشترکی به نام فطرت و آفرینش «فَأقِم وجهکَ لِلدینِ حَنیفاً فَطَرَتَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ علیها لا تبدیلَ لِخلقِ اللهِ ذلکَ الدّینُ القَیِّم و لکنَّ أکثرَ النّاسِ لا یَعلمون» استفاده کرده است. بر این اساس رسالت جهانی و دائمی این کتاب آسمانی اقتضا دارد که جامعه معاصر نزول را جامعه مَثَل و نمونه به حساب آوریم که خدای متعال بیانات جاودانه خود را در قالب داوری و اظهار نظر در مسائل آنان ابراز فرموده است و امروز باید با پل زدن از آن جامعه به شرایط حال، داوری‏ها و نظرات قرآن را به ساحت جوامع جدید کشاند و اگر قرآن مخصوص موارد مستقیم و تنزیلات آیات بود با مرگ آن نقش آفرینان و گذشت حادثه‏ها، کتابی مرده و کهن می شد و با آیندگان به گفتگو نمی‏نشست و کلام فصل و فرقان آدمیان در گذر زمان نبود. برای آن که قرآن شاداب و زنده باشد لازم است تا صفات ذکر شده در آیات بر افراد و اقوام مشابه «تطبیق» شود و احکام ذکر شده در آیات بر اینان نیز «جریان» یابد امکان تأویل‏پذیری قرآن نیز در زمینه تحقق همین هدف است.
یکی از اقسام تأویل در دیدگاه شیعه، گذراندن خطاب آیه از موارد تنزیلی، به موارد مشابه و تطبیق حکم آیات بر آیندگان است. از تنزیلات یعنی اقوام و گروهی که آیات به مناسبت داوری و گفتگو درباره آنان نازل شده با عنوان «ظاهر قرآن» و ا اقوام و گروهی که به دلیل توافق رفتار و صفات آنان با اقوام گذشته، آیات بر آن‏ها تطبیق می گردد با نام «باطن قرآن» یاد می شود و عملیات تأویل سیری است که «تأویل گر» میان ظاهر آیه و باطن آن کرده و آیه را از توجه به ظاهر به تطبیق بر باطن بر می‏گرداند (بهجت‏پور، 1392: 8-1).

2-1-4. شواهد قرآنی تأویل
واژه «تأویل» در 17 جا از قرآن به کار رفته است و در پاره‏ای از موارد موافق با تأویل به معنای بیان مصادیق و موارد مخفی است. تعبیر خواب‏ها که در چند آیه از آن با عنوان «تأویل» نام برده شده از این قبیل است. حضرت یوسف(ع) خواب دید خورشید و ماه و یازده ستاره بر او سجده کردند. یکی از هم‏بندی‏های وی در زندان خواب می‏بیند که در حال گرفتن آب انگور است و دیگری خواب می‏بیند که بر