فقهای ظاهری بین اهل سنت قرار می‏دهد. از این‏رو، این که اسماعیلیه خود را اهل باطن و اهل تأویل می‏دانستند، ریشه در ویژگی‏های جهان‏بینی بی‏نهایت پیچیده آنان دارد: چه در زمینه‏ جهان‏شناسی، چه در زمینه فهم کتاب مقدس قرآن. آن‏گونه که از آثار ناصرخسرو برمی‏آید، او تأویل را به عنوان ابزار شناخت باطن وحی می‏داند. او مانند دیگر متفکرین اسماعیلیه به تأویل قائل است و آیات و احادیثِ احکام شرع را یکسره تأویل می‏کنند، و منکران از معتزله – اسماعیلیه، و فلاسفه اسلام – بویژه این رشد- معتقد به تأویل است، و از جمله تمثیل و تصویر قرآن مجید را برای توده مردم سزاوار می‏داند و معتقد است که الفاظ ظاهری بسیاری از آیات قرآنی تمثیل از معانی مجردی است که اگر به صورت علمی بیان می‏شد، ظاهر بینان آن را نمی‏پذیرفتند؛ به عبارت دیگر، دین تعبیر رمزی و تمثیلیِ حقایق عقلی و مجرد است، یعنی خدای تعالی از آن معانی برای توده مردم، در کتاب خود، به صورت رمزی و تمثیلی از میوه، شیر، شهد و حور و غلامان و لذّات دیگر تعبیر فرموده است تا آسان‏تر دریابند و راحت‏تر بدان‏ها دل بدهند و به نظر وی حقیقتِ عبادات نیز از این قاعده مستثنی نیست. ناصرخسرو مردم را شیفته امثال (فتنه امثال) می‏بیند و از «مغز و معنی مَثَل» دور، الزاماً خود را از عوام که «پوست و مَثَل» را می‏گیرند و از معنی بی‏خبرند، گریزان می‏شمارد:
خلق همه فتنه بر مَثَل‏اند
تو ز پس مغز و معنی مَثَلی

مغز تو داری و پوست اهل مَثَل
وز همگان تو نَفُوز زین قِبَلی

(ديوان، ق 245: 35-36)

بر ظاهر امثال مرو که ت نفزاید
نزد عقلا جر همه خواری و نکالی

راهیست به دین اندر مر شیعت حق را
جز راه حروّری و گرامی و کیالی

(ديوان، ق 226: 34-35)

1-3. سوالات تحقیق
سه پرسش اصلی این تحقیق به ترتیب عبارتند از:
1. مبانی مدل تأویلی ناصرخسرو و متفکرّین اسماعیلیه چیست؟
2. منظور ناصرخسرو از تأویل چیست؟
3. مدل تأویلی ناصرخسرو از چه ساختاری برخوردار است؟

1-4. اهمیت و ضرورت تحقیق
این نوع بحث معرفت‏شناسی و تحلیلی از جهان‏بینی مرکزی ناصرخسرو و ارائه یک مدل از تأویل به عنوان ابزار درک پیام رسانی بدیع و تازه است و کمتر بدان پرداخته شده است.

1-5.فرضیه‏های تحقیق
1.ناصرخسرو بر پایه جهان‏بینی و جهان‏شناسی و معرفت‏شناسی اسماعیلیه و شیعه به تأویل روی آورده است و اصلی‏ترین فکرش برآمده از گزاره «ءانَّ لِلقرآنِ ظهراً و بطناً و لِبطنه بطنٌ الی سبعۀ أبطُن»؛ همانا براي قرآن ظاهري و باطني است و براي باطن آن باطني است تا هفت بطن (الاحسایی، ج 4، ‏ 1403 : 107) است.
2. از نظر ناصرخسرو، تأویل فقط مختص به آل نبی و علی(ع)، دانایان و ائمه اسماعیلی است و مردم مجاز به تأویل نیستند و وظیفه آنان این است که تنها حقایق و معانی را در کلام این اشخاص بزرگ بجویند و فرابگیرند.
3. مدل تأویلی ناصرخسرو به گونه‏ای طراحی شده که تنها در کلام اسماعیلیه به عنوان ابزاری برای فهم کلام وحی و آیات و احادیث استفاده می‏شود.
1-6. اهداف تحقیق
هدف این تحقیق آن است که با زوایای مختلف شکل فهم ناصرخسرو و سایر اندیشمندان اسماعیلیه تا آنجا که ممکن است آشنا شویم و هم‏چنین به مبانی نظری تأویل از دیدگاه اسماعیلیه پی‏ببریم و به فهم تازه‏ای از این اندیشه‏ها نائل شویم.

1-7. پیشینة تحقیق
ناصرخسرو به خاطر خاص بودنش بواسطه‏ی اندیشه‏هایی که داشت، همواره مرکز توجه بوده است. شرح و تفسیرهایی از قصایدش یا عقاید اسماعیلیه او بارها به صورت کتاب و مقاله چاپ شده است. برای مثال: مقاله‏ای است تحت عنوان «قرآن و تأویل آن از دیدگاه ناصرخسرو» از دکتر رضا روحانی و مقاله‏های دیگری هم‏چون تطبیق تأویل ناصرخسرو با سایر آثار نویسندگان و شاعرانی اعم از خارجی و یا ایرانی بوده‏است. و لیکن رساله یا کتابی که به‏طور اخصّ بر دیدگاه تأویلی ناصرخسرو متمرکز شود و آن دیدگاه را از آثار منظوم و منثورش استخراج کرده و مدل‏سازی کند مشاهده نشده است.

1-8. روش تحقیق و گردآوری اطلاعات تحقیق
روش تحقیق در این پایان‏نامه، روش تحلیلی و توصیفی است. روش گردآوری اطلاعات هم در این پایان‏نامه، کتابخا‏نه‏ای و فیش‏برداری است.یعنی سعی بر آن شد تا آن‏جا که امکان بررسی در مبانی تأویلی که در آثار ناصرخسرو بیان شده بود استخراج شود و سپس به تحلیل آن‏ها پرداخته شود.

1-9. حدود و قلمرو تحقیق
در بررسی و تحلیل تأویل‏ها در آثار منظوم و منثور ناصرخسرو قبادیانی سعی بر آن شده که به صورت موردی به هر یک از این مطالب در شرح و تفسیر تأویل‏ها پرداخته شود. چون تمامی آثار ناصرخسرو تأویل‏پذیر هستند و شرح و تفسیر تأویل‏ تمامی این آثار در محتوای این تحقیق نمی‏گنجد، به انتخاب موردی از هر یک از آثار در حدّ ممکن پرداخته شده است.

2. بنياد نظري

2-1. معنای لغوی و اصطلاحی تأویل
تأویل از ریشه «اوًل» به معنای “بازگشت” و در باب تفعیل به معنای «بازگشت دادن و بازگرداندن» است. این واژه به معنای «شرح و بیان کلمه یا کلام به‏طوری‏که غیر ظاهر آن باشد» نیز بکار رفته است (معین ج 1 ، 1371 : 1018). یکی از مهم‏ترین و مشهور‏ترین عرصه‏های استعمال واژه تأویل‏، حوزه علم کلام است تعاریف لغت شناسان از تأویل الکلام عبارتست از: «تفسیرُ الکلامِ الذی تَختَلِفُ مَعانیهِ و لا یَصِحُّ ءالّا بِبیانِ لَفظه»؛ آشکار کردن کلام کسی که معانی مختلف دارد و روشن نمی‏شود مگر به بیان لفظ آن (فراهیدی، ج 8: 369)؛ «نَقلٌ ظاهرِاللَفظِ عَن وَضعهِ الأصلی الی ما یحتاجُ الی دلیلِ لولاهً ما تُرِکَ ظاهرهً اللّفظِ»؛ «المعنی و التفسیر» (ابن اثیر، ج1: 80).
این واژه در اصطلاح دانشمندان علوم اسلامی معانی مختلفی دارد که عبارتند از:
*تفسیر: قدمای مفسران تأویل را زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشواری دانسته‏اند که در انتقال معنا نارسا و دچار مشکل باشد؛ مثلا ابو جعفر طبری در «تفسیر جامع البیان» هنگام تفسیر آیه می‏نویسد: «القول فی تأویل الآیه» (طبری، ج2، 1403: 20).
*ارجاع آیات متشابه به آیات محکم: مفسران متأخر هرگاه کلام پوشیده باشد به گونه‏ای که تلاشی مضاعف برای دفع شبهه پیش آمده و کشف مقصود اصلی خداوند را بطلبد تأویل اطلاق می‏کنند.

*تفسیر باطنی و بیان معانی از راه اشاره و رمز: این اصطلاح که بیشتر در کاربرد عرفا، صوفیه و باطنیه کاربرد دارد، اشاره به معانی رمزی و اشاره‏ای است که نوعاً از ظاهر الفاظ و قواعد معمول در آن‏ها به دست نمی‏آید بلکه نیاز به سیر و سلوک و ریاضات و کشف و شهود دارد.
تأویل در سه معنای نخست مورد اتفاق همه فرق اسلامی است در حالی‏که مورد اخیر نیز در میان هریک از اصحاب فرق اسلامی‏، موافقان و مخالفانی دارد (بهجت‏پور، 1392 : 8-1).

2-1-1. تأویل در بطن آیه
معنای دیگری که تأویل مصطلح به آن اشاره دارد، بطن آیه است، به این معنی که آیات قرآن در طول معنای ظاهری خود، معنای دیگری دارند که در طول معنای ظاهری آن قرار دارد. ظاهر قرآن اشاره به مفهومی دارد که از ظاهر آیه استفاده می‏شود و باطن قرآن به معنای دوم و طولی اشاره دارد این معنی همان است که مورد اختلاف دانشمندان شیعه و عامه قرار گرفته است (همان).

2-1-2. تأویل به معنی باطن در کلمات برخی از دانشمندان شیعه و اهل سنت
تأویل به معنی باطن، در کلمات برخی از دانشمندان شیعه و سنّی به کار رفته و نیز از معصومان بیاناتی در زمینه‏ی با ظاهر و باطن قرآن به ثبت رسیده است. شاید اولین بار که تأویل به معنای باطن آیه در مقابل ظاهر آیه به کار رفته است، در کلام امام باقر(ع) باشد. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده :«ءانَّ لِلقرآنِ ظهراً و بطناً و لِبطنه بطنٌ الی سبعۀ أبطُن»؛ برای قرآن ظاهر و باطنی است، و برای باطن دیگری تا هفت بطن (الاحسایی، ج4، 1403 ﻫ .ق: 107).
فضیل بن یسار گوید: از امام باقر(ع) درباره روایت رسول خدا(ص) «وَ ما مِن القرآنِ آیَهً ءالّا وَ لَها ظَهرً وَ بَطنً» سوال کردم فرمود: «ظَهرهُ [تَنزیلُهُ] وَ بَطنهُ تأویلهُ وَ مِنهُ ما قَد مَضَی وَ مِنهُ ما لَم یَکُن یَجری کَما تَجری الشّمسُ والقَمَرُ …» امام ظاهر قرآن را موارد