بیماری گریوز در برادر و خواهران مبتلا افزایش می یابد . پلی مورقیسم HLA-DR ، بویژه HLA-DRI ، -DR4و DR5 در سفید پوستن ، بهترین عامل خطر ژنتیکی ثابت شده است . هر دوی این ارتباطات ژنتیکی در سایز بیماریهای اتوایمیون نیز دخالت دارند ، که می تواند توجیه کننده ارتباط بین هیپوتیروئیدی اتوایمیون و سایر بیماری های توایمیون (به ویژه دیابت شیرین تیپI ، بیماری آدیسون ، آنمی پرنیشیوز و ویتیلگو) باشد . پلی مورقسیم HLA-DR ، CTLA مسئول تقریباً نیمی از موارد استعداد ژنتیکی به هیپوتیروئیدی اتوایمیون است . سایر لوکوس های مسوول در ایجاد بیماری هنوز شناسایی نشده اند . وجود ژن خاصی در کروموزوم 21 ممکن است مسئول ارتباط بین هیپوتیروئیدی اتوایمیون و سندم داون باشد . عوارض بیشتر بیماری های خود ایمنی تیروئید در جنس مونث ، احتمالاً به دلیل تأثیراتی است که استروئیدهای جنسی روی پاسخ ایمنی دارند ، ولی یک عامل ژنتیکی مربوط به کروموزوم X هم ممکن است در این بین دخالت داشته باشد ، که خود می تواند مسئول فراوانی زیاد هیپوتیروئیدی اتوایمیون در سندرم ترنر محسوب گردد . عوامل مستعد کننده محیطی ، در حال حاضر چندان شناخته نشده اند . مصرف زیاد ید می تواند خطر هیپوتیروئیدی اتوایمیون را از طریق اثرات ایمنولوژیک یا سمیت مستقیم بر روی تیروئید بیشتر کند . شواهد متقاعد کننده ای در مورد نقش عفونت هنوز شناخته نشدهاند ، به استثنای سندم سرخچه مادرزادی که شیوع هیپوتیروئیدی اتوایمیون ، در آن بالاست . تیروئیدیت ویروسی ، منجر به القای آتی بیماری اتوایمیون تیروئید نمی شود .(1)
انفیلتراسیون اپلنفوسیتی تیروئید در هیپوتیروئیدی اتوایمیون شامل سلولهای T +CD4 و CD8+ فعال شده و نیز سلول های B است . تخریب سلول های تیروئید در ابتدا به واسطه سلول های T سیتوتوکسیک CD8+ صورت می گیرد . این سلولها هدف خود را به کمک نکروز سلولی ناشی از پرفورین یا آپوپتوز ناشی از گرانزیم B تخریب می کنند . به علاوه ، تولید موضعی سیتوکاین هایی مانند عامل نکروز تومور (TNF) ، IL1 ، و اینترفرون گاما به وسیله سلول T ، می توانند سلول های تیروئید را در مقابل آپوپتوز ناشی از گیرنده های مرگ ، آسیب پذیر سازند ، گیرنده های مرگ مانند Fas ، توسط لیگاند های مربوط به خود در سلول T فعال می شوند . همچنین این سیتوکین ها به طور مستقیم عملکرد سلول تیروئید را تخریب می کنند و سلول های تیروئیدی را برای تولید دیگر مولکول های پیش التهابی ، از قبیل سیتوکین ها ، مولکول های کلاس I ، HLAII ، مولکول های چسبندگی ، CD40 ، و اکسید نیتریک تحیک می کنند . استفاده از غلظت های بالای سیتوکینها برای اهداف درمانی (بویژه IFN-α) شیوع موارد بیماری اتوایمیون تیروئید را افزایش می دهد ، که احتمالاً به دلیل مکانسیم هایی شبیه مکانیسم های بیماری های تک گیر است .(9)
آنتی بادیهای Tg و TPO ، شاخص های بالینی مفیدی برای بیماری های اتوایمیون تیروئید هستند ، ولی آثار پاتوژنیک آنها به نقش ثانویه شان در تقویت پاسخ خود ایمنی محدود می شود . جزء ثابت آنتی بادیهای TPO ، و اجزای کمپلمانی حمله به غشاء در هیپوتیروئیدی اتوایمیون در تیروئید وجود دارند . با این حال ، عبور آنتی بادیهای Tg یا Tpo از جفت ، اثر خاصی بر تیروئید جنین نمی گذارد . به این ترتیب ، این احتمال مطرح می شود که برای شورع تخریب خود ایمنی تیروئید ، آسیب با واسطه سلول T ، ضروری است .(1)
تا 20 درصد بیماران مبتلا به هیپوتیروئیدی اتوایمیون ، آنتی بادیهایی بر علیه گیرنده TSH (TSH-R) دارند که بر خلاف TSI ، گیرنده را تحریک نمی کنند ولی مانع از اتصال TSH به آن می شوند . بنابراین ، این آنتی بادیهای بلوک کننده TSH-R هیپوتیروئید ایجاد می کنند و بخصوص در بیماران آسیایی منجر به آتروفی تیروئید می شوند . عبور این آنتی بادیها از جفت ممکن است منجر به هیپوتیروئیدی گذرای نوزادی شود . به ندرت بیماران دارای ترکیبی از آنتی بادیهای بولک کننده TSI و TSH-R هستند ، در این صورت بر حسب اینکه کدام آنتی بادی بیشتر باشد ، عملکرد تیروئید بین هیپرتیروئیدی و هیپوتیروئیدی نوسان می کند . پیش بینی سیر بیماری در چنین افرادی مشکل بوده ، و پایش دقیق عملکرد تیروئید در این افراد ضروری است . از بررسی های بیواسی می توان برای اثبات کاهش اثر TSH نشاندا شده با رادیو ایزوتوپ [ایمنو گلوبولین های مهاری متصل شونده به TSH (TBII)] می سنجند قادر نیستند آنتی بادی های بلوک کننده TSI و TSH-R را از هم افتراق دهند ، ولی یافتن نتیجه مثبت در بیماری با هیپوتیروئیدی خودبخودی ، قویاً وجود آنتی بادیهای بلوک کننده را تأیید میکند استفاده از این روشهای سنجش ، عموماً تغییری در درمان بالینی ایجاد نمیکند ، هر چند این روشها ممکن است در تأیید علت هیپوتیروئیدی نوزادی گذرا مفید باشند .(1)
تظاهرات باليني. شروع بيماري معمولا بي‌سرو‌صدا است و بيمار ممكن است تنها هنگامي متوجه نشانه‌هاي بيماري خود شود كه به وضعيت يوتيروئيدي باز گردد. بيماران مبتلا به تيروئيديت هاشيموتو ممكن است بيشتر به سبب ايجاد گواتر مراجعه نمايند تا علايم ناشي از هيپوتيرورئيدي. گواتر ممكن است بزرگ نباشد، اما معمولا نامنظم است و قوام سفتي دارد. در اغلب موارد، امكان لمس يك لوب پيراميدال وجود دارد، كه در واقع باقي‌مانده طبيعي مجراي تيروگلوسال است. در موارد نادر، تيروئيديت هاشيموتوي بدون عارضه با درد همراه است. (1)
مبتلايان به تيروئيديت آتروفيك، يا مراحل پيشرفته تيروئيديت هاشيموتو، با نشانه‌ها و علايم هيپوتيروئيدي مراجعه مي‌كنند. پوست اين بيماران خشك است و در آنان كاهش تعريق، نازك شدن اپيدرم، و هيپركراتوز لايه شاخي پوست ديده مي‌شود. افزايش محتواي گليتوز آمينوگليكان درم موجب احتباس آب، در نتيجه ضخيم شدن پوست بدون گوده‌گذاري(ميكسدم) مي گردد. ويژگي‌هاي معمول بيماري شامل صورت پف آلوده با پلكهاي متورم و ادم غير گوده‌گذار پره‌تيبيال مي‌باشد. در اين بيماران رنگ پريدگي علامت ديگري است كه اكثرا به دليل تجمع كاروتن با تغيير رنگ زرد همراه است. رشد ناخونها كند شده و موها خشك و شكننده‌اند و به راحتي مي ريزند علاوه بر بروز آلوپسي منتشر، يك سوم خارجي ابروها نازك مي‌شوند، هر چند نمي‌توان اين را به عنوان علامت اختصاصي هيپوتيروئيدي در نظر گرفت. (1)
از ديگر ويژگي‌هاي شايع بيماري، مي‌توان يبوست و افزايش وزن(عليرغم كاهش اشتها) را نام برد. بر خلاف نظر عامه مردم، معمولا افزايش وزن در اين بيماري خفيف است و اساساً ناشي از تجمع مايع در بافتهاي دچار ميكسدم مي‌باشد. ميل جنسي در هر دو جنس كاهش مي‌يابد، و در بيماري طول كشيده ممكن است اوليگومنوره يا آمنوره ايجاد شود، اما منوراژي نيز شايع است. ميزان باروري كاهش و ميزان بروز سقط خودبخود افزايش مي‌يابد. ميزان پرولاكتين نيز به مقدار كمي افزايش مي‌يابد(فصل 333).افزايش پرولاكتين ممكن است در ايجاد تغييرات ميل جنسي و باروري و نيز ايجاد گالا كتوره نقش داشته باشد. قدرت انقباضي عضله ميوكارد قلب و سرعت ضربان كاهش مي‌يابد كه در پي آن افت حجم ضربه‌اي و براديكان اتفاق مي‌افتد. افزايش مقاومت محيطي ممكن است با هيپرتانسيون، بويژه نوع دياستولي آن همراه باشد. جريان خون از پوست به اندامهاي حياتي‌تر منحرف مي‌شود و منجر به سردي انتهاي اندامها مي‌گردد. فيوژن پريكارد تا 30 درصد بيماران را گرفتار مي‌سازد، اما به ندرت عملكرد قبلي را مختل مي‌كند. اگر چه تغييراتي در بيان ايزوفرم زنجيره سنگين ميوزين به اثبات رسيده، اما بروز كار ديوميوپاتي ناشايع است. به علاوه ممكن است در حفره‌هاي سروزي ديگر و در گوش مياني نيز تجمع مايع ايجاد شود، كه به نوبه خود منجربه ايجاد كري انتقالي خواهد شد. معمولاً عملكرد ريه‌ها طبيعي است ولي تنگي نفس ايجاد شده ممكن است ناشي از افيوژن پلور، تخريب عملكرد ع عصلات تنفسي، كاهش تحريك تهويه، يا آپنه هنگام خواب باشد.(1)
بروز سندرم تونل كارپ و ديگر سندرمهاي به دام افتادن عصب شايع است، و بعلاوه در اين حال اختلال عملكرد عضلاني همراه با خشكي، كرامپ،‌و درد بروز مي‌يابد. در معاينه، ممكن است رفلكسهاي تاندوني به كندي