آنتي‌باديهاي TPo وجود دارند، در بعضي بيماران وجود دارند. درمان اين بيماري، با دوز پائين لووتيروكسين(µg/d50 -25) شروع مي‌شود و هدف از درمان طبيعي كردن TSH خواهد بود. اگر تيروكسين تجويز نشود، بايد ارزيابي عملكرد تيروئيد هر سال صورت گيرد. ليپوپروتئينها، تركيباتي از ليپيدها و پرتئين‌ها هستند كه براي انتقال كلسترول، تري‌گليسيريدها،و ويتامين‏هاي محلول در چربي ضروري مي‌باشند.(1)
دیس لیپیدمی
سابقاً اختلالات ليپوپروتئين به ليپولوژيستها مربوط مي‌شد، اما با كشف اين نكته كه درمانهاي صورت گرفته به منظور كاهش ليپيدها، عوارض باليني بيماري قلبي- عروق آترواسكلروتيك (ASCVD) را كم مي‌كند، تشخيص و درمان اين بيماري‌ها در محدوده كار متخصصان داخلي قرار گرفته است. تعداد افرادي كه كانديداي درمان به منظور پايين آوردن سطح ليپيد هستند، همچنان در حال افزايش است. ساخت تركيبات دارويي مطمئن و مؤثر كه به خوبي تحمل مي‌شوند تا حد زيادي دسترسي پزشكان را به درمان مناسب اختلالات مربوط به متابوليسم ليپيدها افزايش داده است. بنابراين تشخيص صحيح و درمان مناسب اختلالات ليپوپروتئيني، اهميت خاصي در كاربرد پزشكي پيدا كنند.(1)
ليپوپروتئين‌ها، تركيباتي از مولكولهاي بسيار بزرگ هستند، كه ليپيدهاي آب‌گريز(تري گليسريدهاي اوليه، كلسترول، و ويتامين‌هاي محلول در چربي)را از مايعات بدن(پلاسما، مايع بينابيني، و لنف) به سمت بافتها و از بافتها به نقاط ديگر جابجا مي‌كنند. ليپوپروتئين‌ها، نقش مهمي ار در جذب كلسترول رژيم غذايي اسيدهاي چرب زنجيره بلند و ويتامين‌هاي محلول در چربي؛ انتقال تري‌‌گليسريدها، كلسترول، و ويتامين هاي محلول در چربي از كبد به بافت‌هاي محيطي؛ و انتقال كلسترول از بافتهاي محيطي به درون كبد، ايفا مي‌كنند.(1)
ليپوپروتئين‌ها داراي يك هسته از ليپيدهاي هيدروفوب (تري‌گليسيريدها و استرهاي كلستريل) هستند كه توسط ليپيدهاي هيدروفيل(فسفوليپيدها، كسترول غير استريفيه) و پروتئين‌هايي كه با مايعات بدن واكنش مي‌دهند، پوشيده شده است. ليپوپروتئينهاي پلاسما را بر اساس تراكم نسبي آنها به 5 دسته عمده تقسيم‌بندي مي‌كنند. شيلوميكرونها، ليپوپروتئينهاي با چگالي بسيار كم(VLDL)، ليپوپروتئينها، با چگالي متوسط(IDL)، ليپوپروتئينهاي با چگالي كم(LDL)، و ليپوپروتئينهاي با چگالي بالا(HDL). هر دسته از ليپوپروتئينها شامل گروهي از ذرات مختلف است كه از نظر چگالي، اندازه‌، ميزان مهاجرت در جريان الكتروفوز، و تركيب پروتئين، تفاوت كمي دارند. چگالي يك ليپوپروتئين با توجه به نسبت مقدار ليپيد به پروتئين در هر ذره معلوم مي‌شود. HDL، كوچكترين و متراكم‌ترين ذره است، در حاليكه شيلوميكرونها و VLDL بزرگترين و كم چگالترين ذرات ليپوپروتئيني محسوب مي‌شوند. بيشترتري گليسيريدهاي پلاسما به صورت شيلوميكرونها يا VLDL منتقل شده، و قسمت عمده كلسترول به شكل استرهاي كلستريل در قالب LDL و HDL جابجا مي‌شوند.(1)
پروتئيني كه همراه با ليپوپروتئين‌هاست، آپوليپوپروتئين نام دارد كه براي اجتماع، ساختمان، و عملكرد ليپوپروتئين‌ها ضروري است. آپوليپوپروتئين‌ها آنزيم‌هاي مهم در متابوليسم ليپوپروتئين را فعال كرده و به عنوان ليگاندهايي براي رسپورهاي سطحي سلول عمل مي‌كنند. APoA-I، كه در كبد و روده باريك ساخته مي‌شود، تقريباً در تمامي ذرات HDL ديده مي‌شود. APoA-II دومين آپوليپوپروتئين‌ مورد نظر در HDL ها بوده و تقريباً در تمامي ذرات HDL ديده مي‌شود. APoB پروتئين ساختاري اصلي شيلوميكرونها، VLDL، IDL، و LDL است؛ يك مولكول از apoB، apoB-48 (شيلوميكروني)يا apoB-100 (VLDL،IDL،LDL)، روئ تمام ذرات ليپوپروتئين وجود دارد. كبد انسان apoB-100 را مي‌سازند و در روده باريك apoB-48 كه از همان ژن با ويرايش جديد Mrna ساخته مي‌شود، شكل مي‌گيرد. APoE در نسخه‌هاي گوناگون بر روي شيلوميكرونها، VLDL، و IDL قرار دارد و در متابوليسم و كليرانس ذرات غني از تري گليسيريد نقش حياتي ايفا مي‌كند. سه آپوليپوپروتئين سري C (III و II و I-apoC) نيز در متابوليسم ليپوپروتئينهاي غني از تري گليسيريد نقش ايفا مي‌كنند.(1)
مسير اگزوژن متابوليسم ليپوپروتئين امكان انتقال ليپيدهاي رژيم غذايي را مسير مي‌كند.تري گليسيريدهاي رژيم غذايي توسط ليپاز كه در داخل روده باريك است، هيدروليز مي‌شوند و توسط اسيدهاي صفراوي امولسيونه شده تا ذرات ميسل را تشكيل دهند. كلسترول، اسيدهاي چرب، و ويتامين‌هاي محلول در چربي موجود در رژيم غذايي در قسمت ابتدايي روده باريك جذب مي‌شوند. كلسترول و رتينول در سلول‌هاي روده(با افزودن اسيد چرب) استريفيه مي‌شوند، تا(به ترتيب) استرهاي كلسترويل و استرهاي رتينيل ايجاد شود. اسيدهاي چرب با زنجيره طولاني‌تر(12 ‹ كربن) به تري گليسيريدها متصل مي‌شوند و با 48- apoB، استرهاي كلستريل، استرهاي رتينيل، فسفوليپيدها، و كلسترول در يك مجموعه قرار گرفته و شيلوميكرون را ايجاد مي‌كنند. شيلوميكرون‌هاي توليد شده، درون مجراي لنف روده‌اي ترشح شده و از طريق قنات صدري مستقيماً وارد گردش خون سيستميك مي‌شوند، كه در آنجا قبل از رسيدن به كبد، توسط بافتهاي محيطي‌، به طور گسترده پردازش مي‌شوند. ذرات فوق با ليپوپروتئين ليپاز(LPL)، كه متصل به پروتئوگليكانهايي است كه در سطوح اندوتليالي مويرگهاي بافت چربي،قلب، و عضلات اسكلتي قرار دارند، روبرو مي‌شوند. تري گليسيريدهاي شيلوميكرونها بوسيله LPL هيدوليز شده، و اسيدهاي چرب آزاد مي‌شود.(9)
ApoC-II كه ازHDL به شيلوميكرونهاي در حال گردش منتقل شده است، در اين واكنش براي LPL به عنوان كوفاكتور عمل مي‌كند. اسيدهاي چرب آزاد شده بوسيله ميوسيتها يا آديپوسيتهاي مجاور برداشت شده، جهت توليد انرژي كسيده شده يا محدداً استريفيه شده و به صورت تري‌گليسيريد ذخيره مي‌شوند. برخي از اسيدهاي چرب آزاد قبل ا ز ورد به سلول به آلبومين متصل مي‌گردند و به ساير بافتها(خصوصاً كبد) منتقل مي‌شوند. ذرات به درون HDL منتقل شده و آنچه به جاي مي‌ماند، ‌باقي‌مانده شيلوميكرونها نام دارد. ذارات باقي‌مانده به سرعت بوسيله كبد و در طي يك فرايندي كه به apoe به عنوان ليگاند براي رسپتورهاي كبد نياز دارد، از گردش خون برداشت مي‌شوند. در نتيجه شيلوميكرونها(به تعداد كم، اگر وجود داشته باشد) بعد از 12 ساعت ناشتايي در خون وجود خواهند داشت،‌به جز در افرادي كه در متابوليسم شيلوميكرونها اختلال دارند.(9)
مسير اندوژن متابوليسم ليپوپروتئين به ترشح كبدي ليپوپروتئينهاي مشمول apo-B و متابوليسم آنها اطلاق مي‌شود(شكل 2-350). ذرات VLDL از لحاظ تركيب پروتئين به شيلوميكرونها شباهت دارند اما به جاي apoB-48 حاوي apoB-100 هستند و نسبت كلسترول به تري‌گليسيريد بالاتري دارند(تقريباً mg1 كلسترول به آزادي هر5mg تري‌گليسيريد). تري‌گليسيريدهاي VLDL عمدتاً در كبد از استريفيه شدن اسيدهاي چرب با زنجيره‌هاي بلند بوجود مي‌آيند. بسته‌بندي تري‌گليسيريدهاي كبدي با ساير اجزاي اصلي ذرات VLDL(apoB-100، استرهاي كلستريل، فسفوليپيدها، و ويتامين E) به عمل آنزيم ميكروزمال پروتئين انتقال دهنده تري‌گليسريد(MTP) نياز دارد. بعد از ترشح به داخل پلاسما، VLDL به كپي‌هاي متعدد از apoE و آپوليپوپروتئين‌هاي سري C حاصل از انتقال از HDL نيازمند است. همراه با شيلوميكرونها،‌تري‌گليسيريدهاي VLDL، بمخصوص در عضله و بافت چربي، توسط IPL هيدروليز مي‌شوند. وقتي كه باقيمانده‌هاي VLDL از LPL جدا مي‌شوند، به IDL كه مقادير مشابهي از كلسترول و تري‌گليسريد را دارد، تبديل مي‌شوند. كبد تقريباً %60-40 از بقاياي LDL را از طريق اندوسيتوز وابسته به گيرنده LDL و با اتصال به apoE از بدن خارج مي‌كند. باقي‌مانده LDL بوسيله ليپاز كبدي(HL) مجدداً به LDL تبديل مي‌شود. در طي اين روند، بيشتر تري‌گليسيريد موجود در ذرات، هيدروليز مي‌شود و كليه آپوليپوپروتئينها به جزapoB-100 به ساير ليپوپروتئينها منتقل مي‌گردد. كلسترول موجود در LDL بيش از نصفي از كلسترول پلاسما را در بيشتر افراد تشكيل مي‌دهد. تقريباً %70 از LDL هاي در حال گردش در كبد توسط اندوسيتوز وابسته به گيرنده